پايگاه تخصصي تبادل اطلاعات حقوقي گروه مشاوران حقوقي آراد
ويژه دانشجويان و فارغ التحصيلان حقوق و علوم قضائي دانشگاه آزاد اسلامي واحد نراق
گروه مــــشاوران حقــــوقـي آراد
پايگاه تخصصي تبادل اطلاعات حقوقي گروه مشاوران حقوقي آراد
ويژه دانشجويان و فارغ التحصيلان حقوق و علوم قضائي دانشگاه آزاد اسلامي واحد نراق
گروه مــــشاوران حقــــوقـي آراد
جايگاه ثبت در حقوق مالكيت
مقدمه:
روابط اجتماعي افراد در اجتماع همواره بر مقررات و قواعدي استوار است كه به جامعه نظم و استحكام مي بخشد. از ديرباز انسانها در پي اين بودند كه با خويش روابط برقرار كنند كه اين روابط در ابتدا شكلي ساده و صرفاً در جهت تأمين نيازهائي نظير خوراك و پوشاك بود امّا رفته رفته با گسترش جوامع وحيات بشري افراد را نيازمند به برقراري روابط اجتماعي ديگري نمود. اندك اندك انسان نيازهاي مادي و معنوي خودرا شناخته و سعي در رفع آنها نمود. از جمله اين نياز ها ، نياز به مسكن و مأوا بود . از ابتدايي ترين نيازها و احتياجات انسان مسكن بود كه انسانهاي نخستين را براي حل آن به تفكر و تلاش وادار نمود. در بسياري از دورانهاي تاريخي با اندكي دقت مشاهده مي شود كه رفع اين نياز بشري حتّي به جنگ و نزاع نيز منجر شده است. حكومتهاي ابتدايي گسترش اراضي و زمين هاي خود را دليلي بر افزايش قدرت تسلط خود بر ساير كشورها مي دانستند. از همان زمان بحث مالكيت چه در وجه فردي و چه در وجه اجتماعي مطرح گرديد. شايد به توان گفت از زماني كه انسان نيازهاي خود را شناخت به نحوي نسبت به آنچه در راستاي تأمين آن نيازها بدست مي آورد نوعي مالكيت بدست آورد. بحث مالكيت تا ساليان سال فقط در مفهوم مادي و نسبت به اموال مادي و معنوي متصور بود امّا بعدها همزمان با توسعه جوامع بحثي تحت عنوان مالكيت معنوي نيز مطرح گرديد كه امروزه يكي از مباحث مهم حقوق مالكيت properties law مي باشد. درآغاز اين مقاله بايستي مفهوم مالكيت را بيان نمائيم.
مفهوم مالكيت : properitorship
مالكيت از نظر لغوي و مفهومي به معناي در اختيار داشتن چيزي به نحوي كه امكان دخل و تصرف در آن موجود باشد.همچنين به معناي حيازت و تحت سيطره خود دراوردن است و آن استيلا بر مال است.(1) مالكيت از ريشة اموال است ، اموال جمع مال و عبارتست از آنچه در ملكيت شخص باشد ودر اصطلاح حقوقي به چيزي گفته مي شود كه بتواند مورد داد وستد قرار بگيرد و ازنظر اقتصادي ارزش مبادله را داشته باشد. مالكيت در اصطلاح عبارتست از « نسبت بين مالك و مملوك» ويا « سلطه مالك بر مملوك يا علقه خاصي كه منشاء سلطنت مذكور است » و به تعبيرديگر « اعتبار احاطه مالك بر مملوك ».(2) از نظر حقوقي بنا به تصريح ماده 11 قانون مدني اموال بر 2 قسم اموال منقول و اموال غير منقول تقسيم مي شوند. همچنين اموال غير منقول نيز خود بر حسب ماده 12 قانون مدني به 4 قسم تقسيم مي شوند:
1- اموال ذاتاً غير منقول
2- اموالي كه به واسطه اعمال انسان به صورت غير منقول در آمده اند.مانند آنچه در بنا و زمين به كار رفته باشند مانند پرده و ائينه و درب و پنجره
3- اموالي كه تابع غير منقول هستند، كه عبارتند از حقوق و اموالي كه به طور مستقل وجود ندارند بلكه قائم به وجود مالي غيرمنقول خواهند بود. اين اموال عبارتند از : حق انتفاع ، حق حريم ، حق تحجيردرزمين موات و حق وثيقه.
4- اموالي كه در حكم غير منقولند. شرح اين نوع اموال در ماده 17 قانون مدني بيان شده است. به عنوان مثال مي توان به حيوانات و اشيائي كه مالك براي عمل زراعت اختصاص مي دهد مي توان اشاره نمود.
بين اموال منقول و غير منقول از نظر حقوقي تفاوتهائي وجود دارد مانند موارد راجع به صلاحيت محاكم و بازداشت آنها . از نظر ترتيب توقيف اموال غيرمنقول بايستي گفت كه توقيف اموال غيرمنقول حسب دستور مراجع صالحه و با درج در پرونده ثبتي و دفاتر املاك و بازداشتي و سند مالكيت صورت مي گيرد ولي توقيف اموال منقول با تنظيم صورتمجلس بازداشتي بوسيله مأمور اجرا و نماينده دادستاني صورت مي گيرد.
1- سيد محمد كاظم رجائي ، مجله معرفت ، شماره 53 ص32
2 - ----------------، همان ، ص 32 به نقل از حاشيه بر مكاسب و مصباح الفقاهه
حقوق اشخاص در اموال:
اشخاص از لحاظ حقوق مدني نسبت به اموال مي توانند داراي دونوع حق شوند: حق مالي و حق غير مالي. (1)حق مالي آنست كه در اجراي آن بطور مستقيم براي صاحبش ايجاد نفعي نمايد كه قابل تقويم به پول باشد. حق غير مالي مفهومي مخالف دارد يعني قابل تقويم به پول نيست مانند حق زوجيت در نكاح دائم.در قانون مدني در ماده 29 حقوق عيني نسبت به اموال خارجي (منقول و غيرمنقول ) اينگونه معرفي شده است: 1- مالكيت (اعم از عين يا منفعت ) 2- حق انتفاع 3- حق ارتفاق. طبق ماده 30 قانون مدني،مالكيت كاملترين حق عيني است وعبارت ازرابطه اي است كه بين شخص و چيز مادي تصور شده و قانون آنرا معتبر شناخته و بطور كلي حقي است كه به موجب آن يك چيزي به طور مطلق و انحصاري و دائمي تحت اختيار و اراده يك نفر واقع مي شود و مي تواند همه گونه تصرف در آن بنمايد مگر آنكه تصرف او موجب ضرر غير شود. به بيان ساده : مالكيت اختيار قانوني شخص بر اشياء يا اموال و يا اشخاص ديگر است. رابطه مالكيت را به اعتبار دارنده حق مالكيت و به اعتبار موضوع آن مملوكيت مي گويند. حال بعد از بيان كلياتي در باب مفهوم اموال – مالكيت و حقوق آن لازم است مبنا و اهميت حقوق مالكيت را تبيين نموده و اقسام آنرا مشخص نمائيم.
مبناي حقوق مالكيت :
مبناي حقوق مالكيت ، قاعدة « تسليط » است كه در فقه اسلام از مجموعه روايات و اخبار ، به ويژه از حديث نبوي « الناس مسلطون علي اموالهم » نشأت گرفته است. اين قاعده از نظر عقلي و نقلي ثابت شده و به معناي اختيار تام مالك در مال خويش و سلطه مالكانه اش در مورد كلية تصرفات مربوط به دارايي اش مي باشد. اين قاعده از دو قضيه ايجابي و سلبي تشكيل شده است . قضيه ايجابي عبارت است از مباح بودن كلية تصرفات مالكانه براي شخص مالك؛ يعني مالك هرگونه تصرف را در ملك خود مي تواند انجام بدهد. سلطه شامل كليه حقوق متصور در عين و منافع خواهد بود نظير حق استعمال ، اما قضيه سلبي عبارت است از : ممانعت ديگران از تصرف در اموال و ممنوع بودن تصرف ديگران در مال غير بدون اذن مالك.(2)
1- علي حقيقت ، ثبت املاك درايران ، كتابخانه گنج دانش ، چاپ اول ، 1379 ص 10
2- عباسعلي عميد زنجاني ، حقوق مالكيت و حدود آن ، ص69
اهميت حقوق مالكيت در فقه اسلام:
سلطة افراد بر اموال خود و ممنوع بودن تصرف ديگران بدون اذن و اجازة شخص ، به قدري قهري و قدرتمند است كه نه تنها در بحث معاملات ، بلكه در بحث عبادات نيز تأثير و نفوذ جدي دارد . دقت و ظرافتي كه در فقه اسلام نسبت به مالكيت و تصرف در آن وجود دارد ، فقط در مالكيت خصوصي نيست ، بلكه درمالكيت مشاع و حاكميتي كه جنبه عمومي دارد نيز صادق است .به عنوان مثال اگر شخص مزاحم استفادة مردم از مسجد ، مدرسه ،پل ، پارك و.... كه براي عموم ساخته شده است بشود ، در واقع انرا غصب كرده و حقوق ساير افراد تضييع نموده است. حقوق مالكيت در واقع حقوق افراد براي استفاده منابع است . اين حقوق با قوانين رسمي و قدرت دولت و همچنين با سنت ها و رسومات اجتماعي برقرار و اجرا مي شود. دولت براي حفظ اين حقوق اقدام به وضع قانون و آئين نامه هائي مي نمايد كه اين مقررات و آئين نامه ها حقوق مؤسسات خصوصي را كه مالكانشان دارند، كاهش مي دهد . كاهش حقوق مالكيت ، توانايي مالكان را براي كسب سود كاهش داده ودر مقابل، حقوق مالكيت را تثبيت مي نمايد و امنيت سرمايه و سرمايه گذاري را تأمين نموده و مانع تعرض ديگران به حقوق مالكيت افراد و شخصيت هاي حقوقي مي گردد. در ديدگاه اسلام نيز اعتقاد براين است كه قوانين و آيين هاي رايج و حاكم بر جوامع بشري بايد منطبق با فطرت و طبيعتي باشد كه خداوند انسانهارا برآن افريده است . آيات و روايات متعددي بر جواز و بعضي بر لزوم دخالت دولت در اقتصاد دلالت دارند از جمله ايه 1 سوره انفال و ايه 6و7 سوره حشر. از ديد اسلام معيار آزادي بهره گيري از حقوق مالكيت ، مصالح جامعه است و اصل نيز تأمين مصالح جامعه است ، دولت بر اساس مصالح جامعه ، مي تواند براي تأمين مصلحت و به ميزاني كه مصلحت اقتضاء مي كند دخالت كرده و حقوق مالكيت افراد محدود ساخته يا افراد را در بهره گيري از حقوق مالكيت خويش و فعاليتهاي اقتصادي ازاد بگذارد(1) در حقيقت در اقتصاد اسلامي آزادي افراد و دخالت دولت در امور اقتصادي ، هرچند هريك قلمرو خاصي دارد ولي هردو مكمل يكديگرند.
اقسام حقوق مالكيت و اسباب تملك:
مالكيت تقسيمات گوناگوني دارد . در يك صورت مالكيت را مي توان به مالكيت حقيقي و مالكيت اعتباري تقسيم كرد ، چرا كه گاه تصرف مالكانه به گونه اي است كه مملوك ، مخلوق مالك است . به بيان ديگر ، مالك در اعطاي وجود به مملوك دخالت دارد كه در اين صورت مالكيت حقيقي است ، مانند مالكيت خداوند نسبت به مخلوقات كه به آن مالكيت بالذات نيز گفته مي شود. در حالي كه انسان بالعرض و نه بالاصاله يا به تعبيري به صورت اعتباري مالك اشياء و احوال مي شود.مالكيت هم چنين به مالكيت خصوصي و عمومي براساس نوع استفادة فرد يا جمع از مال تقسيم كرده اند.مالكيت حقي مطلق ، انحصاري و دائمي است؛ مطلق است چون مالك مي تواند هرگونه انتفاعي را از ملك خودببرد؛ انحصاري است ، براي آنكه حق مزبور انحصار به مالك دارد و ساير افراد بايستي آنرا محترم بشمارند و به حق او تجاوز ننمايند و دائمي است زيرا مقيد به مدتي نيست . ولذا انتقال ملك به ورثه يا ديگري به معني قطع مالكيت ناقل نيست ، بلكه مالكيت ورثه و منتقل اليه ادامه مالكيت مورث يا ناقل است.
* اسباب تملك:
در باب اسباب تملك همان گونه كه مي دانيم هيچ حقي بدون سبب حاصل نمي شود و سبب مزبور نيز به وسيله قانون شناخته شود. به ديگر بيان اسباب تملك ، وسايل قانوني است كه شخص از طريق آنها مي تواند مالي را به عنوان مالكيت به دست آورد و لذا ماده 140 قانون مدني در معرفي اسباب تملك مي گويد:
« تملك حاصل مي شود :
1- به احياء اراضي موات و حيازت اشياء مباحه
2- به وسيله عقود و تعهدات
3- به وسيله اخذ به شفعه
4- به ارث »
همانطور كه بيان شده حقوق ايران هرگونه مالكيتي را نمي پذيرد بلكه مالكيتي را نافذ وداراي آثار حقوقي و قانوني مي داند كه اسباب آن مشروع – صحيح و قانوني باشند . از ديد قانونگزار مالكيت تنها برپايه يكي از حالات 4 گانة بالا صحيح وقانوني مي باشد و ساير روابط مالكانه افراد فاقد ارزش و وجاهت قانوني مي باشد.
سير تاريخي حقوق مالكيت :
تاريخ بشر نمايان گر اين است كه مالكيت يكي از موضوعات مهم مورد علاقه انسانها بوده است. از زماني كه زندگي اجتماعي رونق يافته ، اين موضوع از ا هميت بيشتري برخوردار شده و از مباحث اصلي جوامع بشري به شمار مي رفته است. همان گونه كه تاريخ نشان مي دهد ، مصريان كه يكي از قديمي ترين جوامع دنيا به شمار مي روند، در ابتدا مالكيت شخصي را به رسميت نمي شناختند، بلكه مالكيت جمعي خانوادگي را مطرح كردند و بهره برداري از ملك را به طور مشاع براي كليه ا فراد خانواده جايز مي شمردند . مصري ها به مرور زمان، اين وضعيت را تغيير داده و آزادي قراردادها را اعلام كردند. از نكات برجسته آن وضعيت، اين بوده است كه در تنظيم اسناد ، پنج نفر مي بايست بر وقوع معامله شهادت دهند كه در زمان حكوت داريوش بر مصر ، اين تعداد به هفت نفر رسيد ودر دوران بطالسه، شانزده نفر در معاملات مهم ودر معاملات كم اهميت ، 6 نفر بر وقوع معامله شهادت مي دادند.1همچنين سوابق تاريخي نشان دهنده اين است كه اولين خريد و فروش در بين قوم يهود ، زميني بوده است كه حضرت ابراهيم (ع) براي مقبره همسرش ساره از افرم نامي خريداري نمود و عقد بيع را درحضور مردمي كه بردروازه شهر جمع شده بودند انجام داده است. در بين يهوديان ،اين قانون نسبت به حاكميت حكم فرما بوده كه فقط خانه هايي كه رد شهرهاي ديوار دار واقع شده ، قابل نقل و انتقال بوده است.(2)
در ايران قديم هم كه حقوق ناشي از مصادر ديني بوده ،دو نسك از بيت و يك نسك كتاب اوستا به قراردادها و معاملات اختصاص يافته بود.(3)همانطور كه ذكر شد مالكيت در دين مبين اسلام نيز يكي از مباحث مبهم به شمار مي رود. قران كريم ،در بعضي ازآيات ، ابعاد مختلف مالكيت را مورد توجه قرار داده و در واقع ، مالكيت ظاهري و واقعي را تبيين نموده است.
1- محمد خزائلي – احكام قرآن – ص205
2- پيشين – ص206
3- پيشين – ص207
نقش ثبت در حقوق مالكيت:
بعد از بيان اصول و كلياتي در باب حقوق مالكيت حال بايستي به بررسي رابطه و جايگاه ثبت و نقش سازمان ثبت اسناد و املاك در حفظ اين حقوق بپردازيم.
در آغاز اين بخش لازم است مختصري به سابقه و پيشينه ثبت در ايران اشاره نمائيم:
نگاهي كوتاه به پيشينه تاريخي ثبت در ايران:
املاك آن ناحيه ثبت املاك از ابتكارات بديع و جديد بشري نبوده بلكه همانطور كه از تواريخ و سوابق اكتشافات ديرينه شناسي و باستان شناسي استنباط مي شود ملل قديم نيز به اهميت و اعتبار آن پي برده اند و تا امروز قديمي ترين سندي كه در اين مورد كشف شده است نقشة اراضي شهر دونگي از كشور كلده بوده كه حدود چهار هزار سال پيش از ميلاد اراضي را به قطعات و اشكال هندسي ، نظير ذوزنقه ، مربع و مثلث و حتي المقدور مرتب تقسيم مي كردند.اگر به خواهيم درباره سير تاريخي ثبت املاك و اسناد در ايران صحبت نمائيم نياز به فرصت كافي است كه از حوصله اين مقال خارج است اما به اختصار مي توان روند ثبت در ايران را بدين گونه بيان نمود.
1- داريوش كبير براي اخذ ماليات از جمهوريهاي يوناني در اسياي صغير كه در زمان تحت سلطه امپراطوري مقتدر هخامنشيان بود دستور داد اراضي مزروعي را مميزي و با قيد مساحت و اضلاع در دفاتر ثبت نمايند كه اينكار بعدها مورد تأسي يونانيان نيز قرار گرفت.
2- همزمان با ثبت سند در مصر ، اين عمل به نحو ديگري در كلده و اشور و ايلام (ايران قديم) معمول بوده بطوريكه اين نحوه عملكرد باعث نوعي مبادله رسوم تمدن گرديد.
3- در زمان ساسانيان در زمان قباد كه يكي از پادشاهان اين سلسله بود براي شهرهاي نظير كازرون در فارس و گنجه در قفقاز كه جديد التأسيس بودند نقشه كشي انجام شده و محل خانه ها و املاك تعيين شد.
4- در زمان انوشيروان حكام و فرمانروايان نواحي موظف بودند كه كليه تغييرات حاصله دراملاك را ثبت نموده و براي جلوگيري از تعدي و تجاوز قضاتي به نواحي مي فرستادند تا به عرايض مردم رسيدگي كنند. اين قضات داراي دفاتري جهت تنظيم و ثبت معالات بودند . در اين جا جالب است بدانيم كه در زمان انوشيروان دفاتري ديگري نظير دفتر مميزي املاك و مساحي نيز وجود داشته است.
5- در عهد صفويان نهادي تحت عنوان صدر ديوانخانه براي رسيدگي به امور مردم تأسيس گرديد كه يك نفر قاضي شرع علاوه بر حل و فصل دعاوي به امور معاملات و تنظيم اسناد و حتي عقدنامه و طلاقنامه ها مي پرداخت.
6- در دوران قاجار در كاروانسراها دفاتري تحت عنوان دفاتر تجارت وجود داشته كه معاملات را در آن ثبت مي كردند . متصديان اين دفاتر درصدي از وجه معاملات را به عنوان كاروانسرا داري و حق الثبت دريافت مي كردند.
7- در اوايل سلطنت محمد شاه قاجار براي تنظيم معاملات بين ايران و روسيه و جلوگيري از بروز اختلافات نيز دفاتري مخصوص تهيه شد كه به دنبال آن در سالهاي 1280-1290 قمري مصادف با سلطنت ناصرالدين شاه وزارت تجارت تأسيس و دفاتر تجاري و معاملات ارزش خاصي پيدا نمود.
در اين باب ديگر چيزي در زمينه ثبت اسناد و املاك ديده نمي شود به جز آنچه كه در فصل دوم از باب چهارم قانون اصول تشكيلات عدليه مصوب 21 رجب 1329 قمري راجع به مباشرين و دفتر راكد ثبت اسناد ديده ميشود كه تشكيلات و حقوق و حدود و تكاليف را منوط به وضع قانون خاص مي داند اين قانون در 21 حمل 1302 شمسي به تصويب رسيد . در ماده اول اين قانون چنين آمده است: دواير ثبت اسناد و املاك براي دو مقصود تشكيل مي شود: 1- ثبت املاك براي تعيين و حفاظت مالكيت مالكيت و حقوق ذوي الحقوق نسبت به آنها 2- ..... اين روند ادامه يافت تا آنجا كه براي اين كه مالكيتهاي حاصله به هريك از طرقي كه ذكر گرديد تثبيت و از تعرض و تجاوز غير محفوظ و مصون بماند و نيز به منظور رسميت بخشيدن به اسناد قانون و مقررات ثبت عادي مصوب 1302 به كلي منسوخ و قانون ثبت در سال 1310 جايگزين آن شده كه هم اكنون نيز جاري مي باشد. با تصويب قانون ثبت در سال 1310 عملاً ثبت عادي به اجباري و ثبت ايالتي ولايتي به ادارات ثبت اسناد و املاك و در نهايت در سال 1352 به سازمان ثبت اسناد و املاك كشور تغيير يابد. سازمان ثبت اسناد و املاك كشور كه يكي از نهادها و ارگانهاي نظام اداري كشور و تابع قوة قضائيه مي باشد درحال حاضر با دارا بودن زير مجموعه هائي نظير اداره كل املاك – اداره كل نقشه برداري كاداستر – اداره كل ثبت استان و واحد هاي ثبتي شهرستان – اداره كل اجراي اسناد رسمي - اداره كل ثبت شركتها و مالكيت معنوي و اداره كل امور اسناد و سردفتران كلية امور مرتبط با معاملات – اسناد و املاك را تحت نظر دارد.
ادارات ثبت املاك مردم را ثبت مي نمايند تا مالكيت ذوي الحقوق نسبت به آنها را معين و محفوظ گردد. به بيان ديگر مالكيت را تثبيت مي نمايند تا مصون از هرگونه تعرض باشد. و نيز اسناد را نيز ثبت مي نمايند تا رسميت يافته و اعتبار قانوني بيابند. جايگاه اجتماعي و اهميت فرايند ثبت اسناد و املاك به حدي ارزشمند است كه در بياني مختصر قابل طرح نمي باشد. اما بطور اجمال مي توان فوايد ثبت اسناد و املاك را اينگونه بيان نمود:
1- با ثبت املاك و ثبوت مالكيت بسياري از اختلافات بومي – قومي و نيز اختلافات في مابين افراد جامعه حل و فصل مي گردد.
2- ثبت اسناد و املاك باعث جلوگيري يا خاتمة معاملات معارض مي گردد.
3- ثبت اسناد و املاك يكي از عوامل مهم در وصول بلاواسطه مالياتها و نيز ايجاد عوائد عمومي مي باشد.
4- املاك باعث مي شود كه املاك ثبت شده از چارچوب اخلال در امنيت ملي خارج گردند.
5- فرآيند حقوقي ثبت اسناد و املاك و نيز ثبت علائم و اختراعات و مالكيتهاي معنوي نه تنها حافظ امنيت اقتصادي جامعه بوده بلكه ضامن معاملات مردم جامعه نيز مي باشد. ثبت اسناد و املاك امنيت قضايي را پديد مي آورد كه همانطور كه مي دانيم توسعه اقتصادي و بهبود اقتصاد ملي هر كشوري نيازمند فراهم آمدن بستر مناسب آن است و اين بستر مناسب يعني ايجاد امنيت لازم براي سرمايه گذاري كه تأمين كننده و حافظ اين امنيت اقتصادي ثبت حقوق و مالكيت هاي مادي و معنوي افراد است. امروزه بدون شك سازمان ثبت اسناد و املاك كشور اساسي ترين نهادي است كه در رابطه با ايجاد و حفظ امنيت اقتصادي جامعه كه همانا عامل رشد و شكوفايي كشور عزيزمان ايران مي باشد نقشي مهم و حياتي را ايفاء مي نمايد. وقتي در جامعه قدرت امنيت در تمامي زمينه هاي ملي من جمله در عرصه اقتصادي قوي و فراگير باشد ميل به سرمايه گذاريهاي خرد و كلان داخلي و بين المللي فراهم مي گردد . سرمايه گذاران و صنعتگران با آسودگي خيال سرمايه هاي راكد خود را در جهت پيشرفت و اباداني كشور به حركت در مي آورند . اين شرايط نيز افزايش اشتغال – كاهش نرخ بيكاري – افزايش قدرت اقتصادي و قدرت خريد ودر نتيجه پويائي و شكوفايي اقتصاد ملي را در بر خواهد داشت . درحاليكه اگر حقوق مردم به ويژه حقوق مالكيت آنان به راحتي در معرض تعرض باشد افراد هيچ گونه اشتياقي نسبت به مسائل تجاري نخواهند داشت. دائماً در هراس ان خواهند بود كه مبادا اموال و دارائيهاي آنان به تاراج برود . اين وضعيت موجب سرنگوني و افت شديد اقتصاد مي شود. زيرا ميل به تحول اقتصادي وجود ندارد . در چنين جامعه اي است كه سرمايه گذاران داخلي نيز به جاي سرمايه گذاري در كشور رو به سوي بازار خارجي نمايند. ايجاد تورم و بازار كاذب كالا و خدمات تدريجاً اختلاف طبقاتي را به دنبال دارد و اين اختلاف طبقاتي نارضايتي عمومي و نارضايتي عمومي نيز منجر به ايجاد هرج و مرج و بي نظمي در جامعه و تضعيف حكومت مي گردد. شرايط بد اقتصادي راه را براي نفوذ مفسدين اقتصادي باز نموده و موجب تضعيف بيش از پيش قشر آسيب پذير مي شود.
گفتمان پاياني:
تمامي آنچه بيان شد مختصري بود در باب حقوق مالكيت و نقش كاربردي و حساس سازمان ثبت اسناد و املاك كشور در حفظ اين حقوق . صحبت در اين زمينه هرگز در اين حد و اندازه نمي گنجد مخصوصاً كه قرن ، قرن تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات است. انسان نيازمند نيازهاي جديدي است اما همواره به خوراك – پوشاك و مسكن احتياج دارد فلذا براي تأمين آنها بايستي تلاش و كوشش كند. با همنوعان خود ارتباط برقرار كند و نيازهاي خود از طرق مشروع و صحيح و نيز قانوني مرتفع سازد . آنچه در اين مقاله ذكر شده درحقيقت قطره اي از دريا بود . بحث حقوق و به ويژه حقوق مالكيت امروزه يكي از مهمترين مباحث حقوقي در تمامي سيستم ها و مكاتب حقوقي بشري است. اهميت اين بحث تا حدي است كه در زمينه حقوق مالكيت نهادها و سازمانهاي جهاني و بين المللي نيز در عرصه جهان ظهور پيدا كرده اند مانند سازمان بين المللي مالكيت معنوي (wipo ) . در پايان اميد است كه مطالب بيان شده مورد استفاده علاقه مندان علم حقوق و ساير افراد قرار بگيرد. انشاء الله.
فرهاد طبيبي پور
كارشناس علوم قضايي – اداره دوم ثبت اسناد و املاك اصفهان
فهرست منابع مأخذ:
1- حقوق مدني؛ سيد حسن امامي ، جلد اول ، چاپ بيست ويكم ، 1379 ، تهران ، انتشارات اسلاميه
2- ثبت املاك در ايران؛ علي حقيقت،چاپ اول؛تهران ، 1379 ، كتابخانه گنج دانش
3- حقوق ثبت؛ جلد اول ، ثبت املاك ، محمد جعفر جعفري لنگرودي ، چاپ سوم ، 1378 ، كتابخانه گنج دانش
4- حقوق مالكيت و حدود آن ، عباسعلي عميد زنجاني ، انتشارات دانشگاه تهران
5- احكام قرآن ؛ محمد خزائلي
6- فرهنگ عميد ؛ حسن عميد ،
7- آزادي اقتصادي يا دخالت دولت ، مجله معرفت ، شماره 14
8- فصلنامه بصيرت؛ شماره 30 و 31 ، ارگان دانشگاه آزاد اسلامي واحد نراق
بااستعانت از خداوند متعال بعد از مدتی که درصدد ایجاد این پایگاه جهت تقویت اطلاعات حقوقی و نیز گسترش تعامل و ارتباط علمی بین دانشجویان و فارغ التحصیلان رشته های حقوق و علوم قضائی دانشگاه ازاد اسلامی واحد نراق بودیم موفق به راه اندازی این پایگاه شدیم. هدف از ایجاد این پایگاه همانطور که ذکر شد در حقیقت فراهم آوردن یک بستر مناسب برای گسترش اطلاعات تخصصی حقوقی می باشد . لذا از کلیه دوستان عزیز دعوت می شود با ارائه مطالب مرتبط نظیر:مقالات حقوقی ِاخبار مرتبط با آزمونهای كارشناسي ارشد و آزمونهاي تخصصي حقوق مانند : وكالت ؛ قضاوت ؛ سردفتري و مشاوره حقوقي گامي پويا در جهت تقويت جنبه هاي علمي اين پايگاه برداشته و زمينه تحقق اهداف را فراهم سازند . بي صبرانه منتظر حضور سبز شما هستيم .